تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


حسرت های من و حس بد حسادت  

نمیدونم چرا وقتی اسم مح... میاد من این قدر حسودیم میشه وقتی 22 تیر عروسی اش بود این قدر حسادت میکردم به این وضع  حتی به ف هم که پیام فرستادم گفتم من در عروسی هستم از همون وقت حس بی حس شدنش رسیده بود به 99 درصد.چی میشه کرد خوب من تنهام هیچ کسی نداشتم که مثل اون منو کمک کنه. امروز هم ناگهانی و تصادفی اسمش اومد که داشته با زنش میرفتن برای خرید جهيزيه.خوب یکی اون طوری یکی هم مثل من این طوری میشه.
به نظرم میاد که من دارم بیش از حد حساسیت و ترس نشون میدم. از

ادامه مطلب  

حسرت های من و حس بد حسادت  

نمیدونم چرا وقتی اسم مح... میاد من این قدر حسودیم میشه وقتی 22 تیر عروسی اش بود این قدر حسادت میکردم به این وضع  حتی به ف هم که پیام فرستادم گفتم من در عروسی هستم از همون وقت حس بی حس شدنش رسیده بود به 99 درصد.چی میشه کرد خوب من تنهام هیچ کسی نداشتم که مثل اون منو کمک کنه. امروز هم ناگهانی و تصادفی اسمش اومد که داشته با زنش میرفتن برای خرید جهيزيه.خوب یکی اون طوری یکی هم مثل من این طوری میشه.
به نظرم میاد که من دارم بیش از حد حساسیت و ترس نشون میدم. از

ادامه مطلب  

 

لجبازی ارثِ پدریشان بود. که با یک پوسته محکم قایمش کرده بودند. و همه منتظرِ پیروزِ این مسابقه بودند. مسابقه ی لجبازی. کی از همه لجبازتره؟؟؟ و آنها همگی دست بالابردند و صدایشان پخش آسمان ها شد "من من من من" و هیچکدام کوتاه نیامدند تا چنان زدند به تیپ و تارِ هم که انگار اصلن اینها خاهر و برادر و اولاد و والدی که هِی توی پوسته قربان صدقه ی هم میرفتند نبودند. از پوسته بیرون آمده بودند. خود را به هم نشان داده بودند. از هم فراری شدند. رفته بودند توی آن م

ادامه مطلب  

 

لجبازی ارثِ پدریشان بود. که با یک پوسته محکم قایمش کرده بودند. و همه منتظرِ پیروزِ این مسابقه بودند. مسابقه ی لجبازی. کی از همه لجبازتره؟؟؟ و آنها همگی دست بالابردند و صدایشان پخش آسمان ها شد "من من من من" و هیچکدام کوتاه نیامدند تا چنان زدند به تیپ و تارِ هم که انگار اصلن اینها خاهر و برادر و اولاد و والدی که هِی توی پوسته قربان صدقه ی هم میرفتند نبودند. از پوسته بیرون آمده بودند. خود را به هم نشان داده بودند. از هم فراری شدند. رفته بودند توی آن م

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام