تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


دیگه نشنومااااااا  

نه عزیزم...شرمنده نباش....من تورومیشناسمت....بخدا.....من مهدی رومیشناسم.....میدونم ازاینکه بیایوبامن حرف بزنی خجالت میکشی.....ولی....بامن حرف بزن عزیزم.....من کنارتم......تاآخرش.....باورکن وقتی گفتم به اون قضیه فک نمیکنم.....ینی فک نمیکنم.....اگه نمیشناختمت....هیچوخ ادامه نمیدادم

ادامه مطلب  

مادر من فقط یک چشم داشت  

مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت
یک روز اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره
خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟
به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر یه نگاه کردم وفورا از اونجا دور شدم
روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره
فقط دلم میخواست یک جور

ادامه مطلب  

مادر من فقط یک چشم داشت  

مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت
یک روز اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره
خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟
به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر یه نگاه کردم وفورا از اونجا دور شدم
روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره
فقط دلم میخواست یک جور

ادامه مطلب  

آدمها یهو بزرگ میشن‌..  

یه زمانی تو دنیای واقعی خیلی حرکاتم بچگانه بود...و یه حرفایی میزدم که الان از خجالت آب میشم‌..حتی تو دوران وبلاگ نویسی هم کاسه ی داغ تر از آش میشدم و از دوستام تا حد مرگ دفاع میکردم... فکر میکردم ناجی بشریت منم...از همه تعریف تمجید میکردم..‌طرحواره های بیمارگونه ام به شدت فعال بود..‌الان خیلی تودار ترم‌..چه اشتباهات گنده ای داشتم.
چقدر بچه بودم.‌.

ادامه مطلب  

بدقولی و آثار آن  

بدقولی همیشه هم بد نیست.
   قول داده بودم بنویسم. هر روز. هر چیزی که در موردش بخوام بگم یه توجیه یا بهانه یا دستاویز میتونه باشه. اما صادقانه بگم. یه دلیل برای ننوشتم دارم. از روزی که شروع کردم به نوشتم، هر لحظه دنبال این بودم که موضوعی رو برای نوشتن پیدا کنم. می­خواستم در موردش تا شب که برسم خونه فکر کنم. عمیق فکر کنم. به نتیجه­ گیری برسم. یا حتی نرسم. ولی فکر کنم. یه مدت گذشت. از صبح وقتی سوار تاکسی می­شدم تا برم سر کار، دنبال یه سوژه برای فکر کردن

ادامه مطلب  

بدقولی و آثار آن  

بدقولی همیشه هم بد نیست.
   قول داده بودم بنویسم. هر روز. هر چیزی که در موردش بخوام بگم یه توجیه یا بهانه یا دستاویز میتونه باشه. اما صادقانه بگم. یه دلیل برای ننوشتم دارم. از روزی که شروع کردم به نوشتم، هر لحظه دنبال این بودم که موضوعی رو برای نوشتن پیدا کنم. می­خواستم در موردش تا شب که برسم خونه فکر کنم. عمیق فکر کنم. به نتیجه­ گیری برسم. یا حتی نرسم. ولی فکر کنم. یه مدت گذشت. از صبح وقتی سوار تاکسی می­شدم تا برم سر کار، دنبال یه سوژه برای فکر کردن

ادامه مطلب  

وبلاگ..  

قبلنا به این فکر کرده بودم ک یه روزی آدرس این وبلاگ رو بدم به بانو... یه بار روز تولدش می‌خواستم این کار و بکنم بعد فکر کردم شاید زود باشه... دیشب قبل از اینکه از هم جدا بشیم یه‌جا نشسته بودیم کنار خیابون ولیعصر بارون هم میومد، تقریبا بغلش کرده بودم و با هم حرف میزدیم... با به لای حرف هاش گفت هیچوقت از پیش‌م نری‌ها! چرا آخه باید پیش خودش اینجور فکری بکنه؟!؟ اینجا بود که تصمیم گرفتم آدرس وبلاگ و بهش بدم خودش بیاد اینا رو بخونه ببینه چقدر دوسش دارم

ادامه مطلب  

j  

خیلی قشنگه بخونیدﺳﺎﻟﻬﺎ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ دانشگاه های پیام نور، دانشجوی بازیگوشى ﺑﻪ ﻧﺎﻡ عبدالرضا درس میخواند.ﺭﻭﺯﯼ یکی از استاید خانم كه از شیطنت های او به تنگ آمده بود با او دعوای سختی كرد و به او گفت كه در آینده هیچ چیز(بوق)  نمیشود .عبدالرضا آنقدر در مقابل هم ترمیهایش خجالت زده شد كه زود فارغ التحصیل شد و تا سالها كسى از او خبر نداشت.بیست ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ استاد خانم ﺑﻌﻠﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻗﻠﺒﯽ ﺩﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺴﺘﺮﯼ ﺷﺪ ﻭ ﺗﺤﺖ ﻋﻤﻞ ﺟ

ادامه مطلب  

ویژه شهادت حضرت زهرا (س)  

روی تاج عرش طبق نصّ لولا فاطمه
نقش شد زهرا سلام الله علیها فاطمه
آنكه خاك جانمازش را پرستش مى كنند
اولیا الله عالم ، كیست الا فاطمه
انبیا از بركت دستاس او نان می خورند
رزق و روزى می دهد به اهل بالا فاطمه
ظاهراً فرموده اند ام الائمه فاطمه
باطناً فهمانده اند ام ابیها فاطمه
جلوه ای شد لیلة القدر رسول الله او
جلوه ای شد لیلة المحیای مولا فاطمه
بچه هایش حجت الله اند اما گفته اند
آشكارا حجت الله علینا فاطمه
سیزده معصوم هریك نورى از زهراست پس
مى شود

ادامه مطلب  

ویژه شهادت حضرت زهرا (س)  

روی تاج عرش طبق نصّ لولا فاطمه
نقش شد زهرا سلام الله علیها فاطمه
آنكه خاك جانمازش را پرستش مى كنند
اولیا الله عالم ، كیست الا فاطمه
انبیا از بركت دستاس او نان می خورند
رزق و روزى می دهد به اهل بالا فاطمه
ظاهراً فرموده اند ام الائمه فاطمه
باطناً فهمانده اند ام ابیها فاطمه
جلوه ای شد لیلة القدر رسول الله او
جلوه ای شد لیلة المحیای مولا فاطمه
بچه هایش حجت الله اند اما گفته اند
آشكارا حجت الله علینا فاطمه
سیزده معصوم هریك نورى از زهراست پس
مى شود

ادامه مطلب  

روز نهم  

ما پذیرفتیم که در برابر نیکوتین عاجز بودیم و اختیار زندگی از دستمان خارج شده‌بود.
مدت بیست سال هر روز تلاش می‌کردم تا قطع مصرف کنم. هرگز نمی‌توانستم بپذیرم که یک معتاد هستم. هرگز نمی‌توانستم بپذیرم که در برابر چیزی عاجز هستم. هزار و یک عذر و بهانه داشتم که هنوز سیگار بکشم. مثل: فلانی ناراحتم کرد، زندگی‌ام پر از اضطراب و استرس است، امروز امتحان دارم،‌این آخرین پاکت سیگاره و ... .بهانه‌های گوناگونی که برای ادامه‌ی مصرف می‌آوردم تعجب‌بر‌ا

ادامه مطلب  

روز عشقه مگه ؟!  

به فرمایشی ولنتاین نزدیکه :| منم هاریبو گرفتم برای خودم کرمی :) شکلات قلبی م گرفتم. تازه امروز مرخصی م بودم. دنبال کارای دفتری از 9 صبح تا 2 بعد از ظهر :| پدرم دراومد زیر بارون. از عکاسی و پلیس + 10 و دفتر پیشخوان دولت و ... اوووف!
یعنی از یه دفتر در می اومدم ماشین سواری تا دفتر بعدی ... ولی چسبید با این همه. کلی م خودمو تحویل گرفتم به هر چی دلم خواست مهمون کردم از شیرینی و شکلات بگیر تا چلوکباب. پس نگو ولنتاینه!
رفتم واسه س... دختر رییس کادو گرفتم. خلاصه که

ادامه مطلب  

همانجا که مینویسم ، همانجا که نوشته میشوم ...  

جمعه رفتیم باغ ، خب اتفاق خاصی نیوفتاد ، البته چرا ، افروز خیلی مهربون تر شد باهام !! شنبه عربیو خراب کردم و همینطور زبانو ، امروز هم فک کنم زیستو گند زدم ، فردا هم طبق محاسباتم همه درسارو از دم برینم ، عجب هفته ی گندی ...
فقط این دوروزو برا دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه تحمل کردم ، اونم به خاطر فرشته تا بیادو باهاش حرف بزنم ،؛ قرار شده متنارو براش ببرم ، حس پرینت گرفتنشون نیست ، دلم دوستای جدید میخاد ، نیوش که همش با کیمیه ، کیمی هم همش با نیوشه ، من

ادامه مطلب  

همانجا که مینویسم ، همانجا که نوشته میشوم ...  

جمعه رفتیم باغ ، خب اتفاق خاصی نیوفتاد ، البته چرا ، افروز خیلی مهربون تر شد باهام !! شنبه عربیو خراب کردم و همینطور زبانو ، امروز هم فک کنم زیستو گند زدم ، فردا هم طبق محاسباتم همه درسارو از دم برینم ، عجب هفته ی گندی ...
فقط این دوروزو برا دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه تحمل کردم ، اونم به خاطر فرشته تا بیادو باهاش حرف بزنم ،؛ قرار شده متنارو براش ببرم ، حس پرینت گرفتنشون نیست ، دلم دوستای جدید میخاد ، نیوش که همش با کیمیه ، کیمی هم همش با نیوشه ، من

ادامه مطلب  

تاریخ انبیا وکاروان پابرجایشان  

تعریف کاروان 
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ، بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِِّ الْعالَمینَ، وَ تَوَکَّلْتُ عَلَی الله وَ اعتَصَمتُ بِحَبلِ الله
مناجات
خدایا از وجودت وجودم دادی تا برای تو باشم، برای خودم بودم!!!
خدایا در فضای رحمتت تو آباد کردی، من ویران کردم!!!
در نور فضلت رشدم دادی اما من به زیر خاک دل خوش کردم!!!
از قدرتت توانم دادی تا سر به آسمان برآورم، روی زمین خزیدن را پسندیدم!!!
در دریای حُبّت

ادامه مطلب  

تاریخ انبیا وکاروان پابرجایشان  

تعریف کاروان 
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ، بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِِّ الْعالَمینَ، وَ تَوَکَّلْتُ عَلَی الله وَ اعتَصَمتُ بِحَبلِ الله
مناجات
خدایا از وجودت وجودم دادی تا برای تو باشم، برای خودم بودم!!!
خدایا در فضای رحمتت تو آباد کردی، من ویران کردم!!!
در نور فضلت رشدم دادی اما من به زیر خاک دل خوش کردم!!!
از قدرتت توانم دادی تا سر به آسمان برآورم، روی زمین خزیدن را پسندیدم!!!
در دریای حُبّت

ادامه مطلب  

ایام فاطمیه  

نوحه –
حضرت زهرا سلام الله علیها
ای غم
تو در دل من/مشکل تو مشکل من
بُود
علی جان به قرآن/غربت تو قاتل من
ببین
شدم ز ماتمت دلخسته/پهلوی من به پشت در بشکسته
از
ماتمت حزینم/یار خانه نشینم/امیر المؤمنینم
مظلوم
علی یا حیدر...
گرچه ز
داغت خمیدم/طعنه ز دشمن شنیدم
از تو
خجالت کشیدم/دست تو را بسته دیدم
مرا
ببخش ای همه بود و هستم/به ضربه ای جدا شد از تو دستم
قنفذ
نمود امدادم/باید که جان می دادم/روی زمین افتادم
مظلوم
علی یا حیدر...
منم
چراغ هدایت/منم بها

ادامه مطلب  

ایام فاطمیه  

نوحه –
حضرت زهرا سلام الله علیها
ای غم
تو در دل من/مشکل تو مشکل من
بُود
علی جان به قرآن/غربت تو قاتل من
ببین
شدم ز ماتمت دلخسته/پهلوی من به پشت در بشکسته
از
ماتمت حزینم/یار خانه نشینم/امیر المؤمنینم
مظلوم
علی یا حیدر...
گرچه ز
داغت خمیدم/طعنه ز دشمن شنیدم
از تو
خجالت کشیدم/دست تو را بسته دیدم
مرا
ببخش ای همه بود و هستم/به ضربه ای جدا شد از تو دستم
قنفذ
نمود امدادم/باید که جان می دادم/روی زمین افتادم
مظلوم
علی یا حیدر...
منم
چراغ هدایت/منم بها

ادامه مطلب  

 

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
اما این یکی فرق داشت
وقتی بدون اینکه منو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم"داد ،یعنی فرق داشت!
همان همیشگی من را میخواست
همیشگی ام به وقت تنهایی!
تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه

ادامه مطلب  

 

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
اما این یکی فرق داشت
وقتی بدون اینکه منو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم"داد ،یعنی فرق داشت!
همان همیشگی من را میخواست
همیشگی ام به وقت تنهایی!
تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه

ادامه مطلب  

 

مدتهاست که نمیتونم بنویسم و احساساتمو تخلیه کنم و آشفتگی هامو با نوشتن برطرف کنم.خوابشو دیدم...تو این وبلاگ انقد در مورد سوم شخصای مختلف حرف زدم که خودمم نمیدونم چجوری بگم خواب کیو دیدم...خواب کسی که مرداد۹۳وارد زندگیم شد و در عرض هفت ماه به کل از زندگیم خارج شد...بعضی وقتا بخاطر اینکه یه مدت برا داشتن کسی اصرار میکردی از همه خجالت میکشی حتی از خودت...تو خوابم دقیقا همین حسو داشتم...آبجیم باز میخواس بحثو بکشونه سمت اینکه طرف لیاقت منو نداشته و م

ادامه مطلب  

روابط  

خانوادگی که ی بازی کلش خرابش می کن باید گل گرفت.دیروز روز خوبی نبود.از ی طرف فهمیدم سیاه لشگرم ت ب.اصن حکم نیومد واسم.عصبیم کرد.مردشور آقای ص نکبت ببر امروز میرم بهش میگم پروندمو بد امروز فردا ثبت فعالیت میزنم تمام.میبرم میدم سپاه.اصن اگه مسولیت آماد ندادن ندادن ولی این خنگ مینشونم سرجاش.اندفع پرونده داداشم بردم میگم تکمیل میگه آره بعد معلومه میشه نکبت مهر نزد.میخوام خفه اش کنم خنگ.الان باید داداشم ت این وقت کمش بر دوبار پروند از حوزه و بگیر

ادامه مطلب  

روابط  

خانوادگی که ی بازی کلش خرابش می کن باید گل گرفت.دیروز روز خوبی نبود.از ی طرف فهمیدم سیاه لشگرم ت ب.اصن حکم نیومد واسم.عصبیم کرد.مردشور آقای ص نکبت ببر امروز میرم بهش میگم پروندمو بد امروز فردا ثبت فعالیت میزنم تمام.میبرم میدم سپاه.اصن اگه مسولیت آماد ندادن ندادن ولی این خنگ مینشونم سرجاش.اندفع پرونده داداشم بردم میگم تکمیل میگه آره بعد معلومه میشه نکبت مهر نزد.میخوام خفه اش کنم خنگ.الان باید داداشم ت این وقت کمش بر دوبار پروند از حوزه و بگیر

ادامه مطلب  

شرمندم  

سلام
خوبی؟
ببخشم
تو دختر قوی ایی هستی....
واقعا .....نمیدونم چی بگم الهه
اره باید حرف بزنیم
ولی الان من نمیتونم بیام
وسیله ندارم به خدا
بذار تاببینیم چطور میشه
ببخشید
مراقب خودت باش
ببخشم
شرمندم
قوی باش
درساتو بخون
حسابی بخون
بخاطر اتفاقی که افتاد شرمندم
ولی دلایل مسخره ایی برای خودم دارم
ممنونم که نشون میدی کنار اومدی
میدونم خیلی ناراحت شدی
خیلی چیزا رو میدونمو 
شرمندم
از ته دلم
و از این بابت خجالت میکشم
ببخشید

ادامه مطلب  

روز پنجم  

پنج روز از اخرین سیگاری که خاموش کردم می‌گذره. همون‌طور که فکر می‌کردم روزها به سختی، شب می‌شه و بدتر از اون، شب‌هایی هستن که نمی‌تونم بخوابم. البته شما لازم نیست اصلا نگران این موضوع باشی و بعد ترک سیگار مثل خرس، هر لحظه که اراده کنی خوابت می‌بره. جالبه که مثل خرس هم می‌خوری. بدون سیگار، زندگی اونقدر کسل کننده و یکنواخت می‌گذره که فکرش رو هم نمی‌تونی بکنی که تا آخر عمرت قراره همینطور پیش بره. این چند روز اونقدر بی‌حوصله شدم که گمون کنم

ادامه مطلب  

جنگ اینجوری بود بچه جان..!!  

بنام خدا
 
با صلوات بر محمد و آل محمد، و سلام بر ارواح پاک شهیدان و درود بر رزمندگان اسلام
........
ما که بچه بودیم گفتند: جنگ هست، بعد گفتند جنگ بود. جنگ این جوری بود" جنگ اون جوری بود" نه از هستش، نه از بودش، چیزی یادمان نیامد..!!.. آخر جنگ چه بود؟ مردان جنگ برایمان ناشناس بودند مردان دلاور جنگ برایمان شده بودند عکس هایی که بر روی در و دیوار می دیدیم و نام کوچه هایی....و یا احیانا" تصاویری معدود در رسانه ها و فضای مجازی... عشق آنها برای بسیاری از ما که ح

ادامه مطلب  

جنگ اینجوری بود بچه جان..!!  

بنام خدا
 
با صلوات بر محمد و آل محمد، و سلام بر ارواح پاک شهیدان و درود بر رزمندگان اسلام
........
ما که بچه بودیم گفتند: جنگ هست، بعد گفتند جنگ بود. جنگ این جوری بود" جنگ اون جوری بود" نه از هستش، نه از بودش، چیزی یادمان نیامد..!!.. آخر جنگ چه بود؟ مردان جنگ برایمان ناشناس بودند مردان دلاور جنگ برایمان شده بودند عکس هایی که بر روی در و دیوار می دیدیم و نام کوچه هایی....و یا احیانا" تصاویری معدود در رسانه ها و فضای مجازی... عشق آنها برای بسیاری از ما که ح

ادامه مطلب  

دوران در به دری !  

درود...ببینید یک عده آدم هستند که بنا به دلایل متعدد خیلی خاص هستند ..وقتی اینها نباشند یا فعالیت نکنند ..تنها چیزی که باقی می ماند یک گله خنگ با آی کیو و ای کیو پایین هستند که بدرد شکل دادن دورانی خنثی و التیام آور برای انسان های کم هوش میخورن فقط ...من نمیفهمم این سینما چه جاذبه ای داره که یارو در کل عمرش ده تا فیلم درست و حسابی نگاه نکرده ..شغلش چیز دیگه است ..عمرش رو صرف کارها و علایق دیگری کرده ..ولی در درون خودش تصور میکنه در رابطه با چیزی به اسم

ادامه مطلب  

دوران در به دری !  

درود...ببینید یک عده آدم هستند که بنا به دلایل متعدد خیلی خاص هستند ..وقتی اینها نباشند یا فعالیت نکنند ..تنها چیزی که باقی می ماند یک گله خنگ با آی کیو و ای کیو پایین هستند که بدرد شکل دادن دورانی خنثی و التیام آور برای انسان های کم هوش میخورن فقط ...من نمیفهمم این سینما چه جاذبه ای داره که یارو در کل عمرش ده تا فیلم درست و حسابی نگاه نکرده ..شغلش چیز دیگه است ..عمرش رو صرف کارها و علایق دیگری کرده ..ولی در درون خودش تصور میکنه در رابطه با چیزی به اسم

ادامه مطلب  

مرا چه شده؟!  

هوای تهران این روزها خیلی آلوده است. طوری که نفس کشیدن برای خیلی ها دشوار شده.نمیدونم از کی شنیدم که انگار خدا از تهرانی ها قهرش گرفته که حتی چند ساله دیگه یه بارونه درست حسابی هم نمیاد. من نمیدونم این حرف چقدر با عقل شما جور در میاد؟ نمیدونم اصلا خدا ممکنه انقدر رحمتش رو از بنده هاش دریغ کنه که به مرز خفگی بیافتن؟ ممکنه بنده ها کاری کنن که یه همچین نعمتی ازشون دریغ بشه؟ اگه ممکنه دقیقا کدوم کار یا کارها؟ چه کردیم با خودمون و خدا و زندگی مون؟ ب

ادامه مطلب  

مرا چه شده؟!  

هوای تهران این روزها خیلی آلوده است. طوری که نفس کشیدن برای خیلی ها دشوار شده.نمیدونم از کی شنیدم که انگار خدا از تهرانی ها قهرش گرفته که حتی چند ساله دیگه یه بارونه درست حسابی هم نمیاد. من نمیدونم این حرف چقدر با عقل شما جور در میاد؟ نمیدونم اصلا خدا ممکنه انقدر رحمتش رو از بنده هاش دریغ کنه که به مرز خفگی بیافتن؟ ممکنه بنده ها کاری کنن که یه همچین نعمتی ازشون دریغ بشه؟ اگه ممکنه دقیقا کدوم کار یا کارها؟ چه کردیم با خودمون و خدا و زندگی مون؟ ب

ادامه مطلب  

.....  

حالم بده.....
دلم  تنگشده....
امشبم مث شبای دیگه،رو تختم دراز میکشم و بازم فکر میکنم به بودنتون به حرفاتون.....تا ی قطره اشک اشنا گونه هامو لمس کنه و بازم میشکنم،مثل همیشه.....
ولی....
من عادت کردم که کسی نگرانم نباشه عادت کردم کسی سراغمو نگیره کسی نازمو نکشه عادت کردم تنها باشم تا بعد کسی منت محبتشو روم نزاره عادت کردم پی خیلی کارارو نگیرم عادت کردم دلتنگ بشم و دلتنگم نشن عادت کردم بی دلیل بخندم و بادلیل گریه کنم عادت کردم بفهمم و فهمیده نشم درک کنم

ادامه مطلب  

.....  

حالم بده.....
دلم  تنگشده....
امشبم مث شبای دیگه،رو تختم دراز میکشم و بازم فکر میکنم به بودنتون به حرفاتون.....تا ی قطره اشک اشنا گونه هامو لمس کنه و بازم میشکنم،مثل همیشه.....
ولی....
من عادت کردم که کسی نگرانم نباشه عادت کردم کسی سراغمو نگیره کسی نازمو نکشه عادت کردم تنها باشم تا بعد کسی منت محبتشو روم نزاره عادت کردم پی خیلی کارارو نگیرم عادت کردم دلتنگ بشم و دلتنگم نشن عادت کردم بی دلیل بخندم و بادلیل گریه کنم عادت کردم بفهمم و فهمیده نشم درک کنم

ادامه مطلب  

سادیسم - قسمت دهم  

مشکل قضیه آن جاست که نمی دانی دقیقا چه زمانی عاشق شده ای ، فقط یک آن چشم باز می کنی و می بینی که وسط ماجرایی و هیچ کاری هم از دستت بر نمی آید. خیلی جلو رفته بودیم. هر هفته حداقل یک بار بیرون می رفتیم ، حرف زدن های داخل لابی هم که کار هر روزمان شده بود و من دقیقا وقتی فهمیدم وابسته شده ام که دیگر از نیما خبری نبود. یک روز که از خواب بیدار شدم ، باز هم به امید یک روز عالی و یک هم صحبتی دیگر با نیما ، حسابی به خودم رسیدم. دخترها این را خوب می دانند ، وقتی

ادامه مطلب  

سادیسم - قسمت دهم  

مشکل قضیه آن جاست که نمی دانی دقیقا چه زمانی عاشق شده ای ، فقط یک آن چشم باز می کنی و می بینی که وسط ماجرایی و هیچ کاری هم از دستت بر نمی آید. خیلی جلو رفته بودیم. هر هفته حداقل یک بار بیرون می رفتیم ، حرف زدن های داخل لابی هم که کار هر روزمان شده بود و من دقیقا وقتی فهمیدم وابسته شده ام که دیگر از نیما خبری نبود. یک روز که از خواب بیدار شدم ، باز هم به امید یک روز عالی و یک هم صحبتی دیگر با نیما ، حسابی به خودم رسیدم. دخترها این را خوب می دانند ، وقتی

ادامه مطلب  

یل جویبار پهلوان حسن یزدانی  

1 : پس از مدت ها دوباره متنی نوشتم،با عرض پوزش از کاستی های احتمالی2: شما رو به دیدن کلیپ دیدنی از دلاوری حسن یزدانی دعوت می کنم-------------------المپیک...منزلگاه بزرگان،غربال دانه درشت ها...هادی عامل قبل از شروع مسابقه حسن یزدانی در مقابل حریفی از هاییتی مثل همیشه پرشور مشغول گزارش مسابقات کشتی است.3 روز مانده به پایان مسابقات، کاروان ایران با 2 طلای دلنشین رستم و سهراب (کیانوش رستمی، سهراب مرادی) و 2 برنز آقای خاص کشتی، محمدبنا و شاگردانش و یک برنز طل

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1